لانفرانچي1
جراح ايتاليايي، كه در فرانسه برآمد و ميتوان او را بنيانگذار جراحي فرانسه شمرد. احتمالاً پيش از 1306، درگذشت.
او در ميلان بزرگ شد؛ شاگرد گيللمو ساليچتويي بود؛ و تا هنگامي كه در حدود 1290، ويسكونتي تبعيدش كرد در ميلان سرگرم طبابت بود. در آن هنگام، به ليون رفت؛ و در آن جا
رسالهٴ جراحي صغير را براي آموزش پسرانش نوشت؛ سپس، در ساير ولايتهاي فرانسه كار كرد، تا سرانجام در 1259، يا مقارن آن، به پاريس رفت، و در آن جا در مقام جراح و استاد موفقيت فراواني يافت. اندكي پس از رسيدن به پاريس، در گروه جراحي بنگاه نيكوكاري سن كوم وارد شد، كه آن را ژان پيتار در حدود 1271، تأسيس كرده بود.
ظاهراً آموزش او يك آموزش باليني واقعي بود، كه در آن هنگام، نوآوري مهمي به شمار ميرفت. او اهميت مطالعهٴ موارد باليني خوب، و لزوم معلومات كامل پزشكي براي جراحان را به شدت تأكيد ميكرد. با اين كار معيارهاي پزشكي و مقام جراحان فرانسه را بسيار اعتلا بخشيد.
در 1296، مهمترين تأليفش رسالهٴ جراحي كبير را به نام فيليپ خوب (پادشاه فرانسه از 1285 تا 1314)، نوشت.
مهمترين مآخذش (تقريباً به ترتيب تاريخي) عبارت بودند از بقراط، ارسطو، جالينوس، اسكندر استاد طب2، حنينبن اسحاق، رازي، اسحاق اسرائيلي، عليبن عباس، ابوالقاسم، ابن سينا، قسطنطين افريقي، كوفو، ابن سرابي، ماتايوس پلاتياريوس، ابن رشد، موروس، ژيل كوربي، روجر سالرنويي، ماسويه ثالث، رولاندوي پارمايي، تئودوريك بورگونيايي، و طبعاً استادش گيللمو ساليچتويي.
رسالهٴ جراحي صغير خلاصهاي از جراحي در 16 فصل است.
رسالهٴ جراحي کبیر در پنج مقاله است: 1) تعريف جراحي؛ خصوصيات يك جراح (كه بايد